دیالوگ

دیالوگ
طبقه بندی موضوعی

۴۹ مطلب با موضوع «بر اساس سال :: دهه 2010» ثبت شده است

کیث:  «چطور میتونی انقلابی عمل کنی، اگه بخوای انقدر سنت گرا باشی؟»

Keith:
How are you gonna be a revolutionary if you're such a traditionalist?


 La La Land / 2016 / Damien Chazelle / لا لا لند

الوی:  «فقط با تجربه‌ی درد و رنج انسان به اوج عظمت می‌رسد. ناپاکان آنانند که گزندی ندیده‌اند. نسوخته‌اند، سلاخی نشده‌اند... آنان که دریده نشده‌اند، ارزشی درون خود ندارند. جایی در این دنیا ندارند... شکستگان بیش از همه تکامل یافته‌اند

Alvy:
Only through pain, can you achieve your greatness! The impure are the untouched, the unburned, the unslain. Those who have not been torn have no value in themselves and no place in this world! The broken are the more evolved.


 Split / 2017 / M. Night Shyamalan / شکاف

پابلو اسکوبار: «جایی که حقیقت باورش سخت باشه، دروغ لازمه»        

Pablo Escobar:
Lies are necessary when the truth is very hard to believe.


[Narcos] [S01E08] [2015] [نارکس]

کوپر:  «تو یه دانشمندی، برند.»
برند: «پس به حرفم گوش کن. وقتی بهت میگم عشق چیزی نیست که ما اختراع کرده باشیم -عشق مشهوده و قدرتمنده- حتما یه معنایی داره.»
کوپر: «بله عشق معنا داره. فواید اجتماعی، پیوند اجتماعی، تربیت فرزند...»
برند: «ما مرده‌هامون رو دوست داریم. فایده اجتماعی اون چیه؟»
کوپر: «هیچی»
برند: «شاید معنای بیشتری داشته باشه. چیزی که ما هنوز نمی‌تونیم درکش کنیم. شاید یه جور دلیل باشه، یه جور محصول از ابعادِ بالاتر که ما نمی‌تونیم بطور محسوس درکش کنیم. من در طول کهکشان شیفته‌ی کسی هستم که ده ساله ندیدمش و میدونم که احتمالا مُرده. عشق تنها چیزیه که فراتر از ابعادِ فضا و زمان می‌تونیم حسش کنیم. شاید باید بهش اعتماد کنیم، حتی اگه هنوز اون رو درک نمی‌کنیم.»


Cooper: You're a scientist, Brand.
Brand: So listen to me when I say that love isn't something that we invented. It's... observable, powerful. It has to mean something.
Cooper: Love has meaning, yes. Social utility, social bonding, child rearing...
Brand: We love people who have died. Where's the social utility in that?
Cooper: None.
Brand: Maybe it means something more - something we can't yet understand. Maybe it's some evidence, some artifact of a higher dimension that we can't consciously perceive. I'm drawn across the universe to someone I haven't seen in a decade, who I know is probably dead. Love is the one thing we're capable of perceiving that transcends dimensions of time and space. Maybe we should trust that, even if we can't understand it.


[Interstellar] [2014] [بین ستاره‌ای]

برون:«بچه‌ها اغلب از خودشون یه جزئیاتی رو سر هم میکنن که در واقعیت وجود ندارن. نمی‌دونم این به دلیل تخیلاتشونه یا اینکه حرفای دوستان و والدینشون رو تکرار میکنن. همیشه فرض بر اینه که بچه‌ها دروغ نمیگن، اما متاسفانه اونا اغلب دروغ میگن.»


  Bruun: It's common for children to describe non-existing details. I don't know if it's their imagination, or they pick it up from each other or from their parents. It's always assumed that children tell the truth And unfortunately, very often they do


[The Hunt] [Jagten] [2012] [شکار]

مورفی:«فکر می‌کنم رازها باعث میشن قوی‌تر بشی، اینطور نیست؟»

الکترا:«نه... رازها باعث میشن تاریک‌تر بشی...»


  Murphy: I think Secrets make you stronger. Do not

Electra: No, Secrets make you darker


[Love] [2015] [عشق]